روزای تند تند کتاب خوندنم گذشته ، حالا همیشه چند تایی کتاب دارم که با هم بازند و به فاصله از هم تموم میشن.
کتابای روانشناسی اغلب زمانهای دستشویی رفتنه ؛ برای همین وقتی کتاب تموم میشه صفحه هاش خیس و ورم کرده س .چیزی کمی هم ازش عایدم میشه مثل همین خودخواهی سالم که تازه خوندم همزمان داشتم موراکامی می خوندم وقتی داشتم دنبال کتاب میگشتم دیدم این کتاب دو تا ترجمه داره یکی مهدی غبرایی که ترجمه کرده کافکا در کرانه یکی دیگه هم دوتا خواهر به نام آسیه و پروانه عزیزی طرح جلد کتاب من کلاغه و اون یکیه گربه .
کتابفروش تقریبن خبره یی بود توی بازار کتاب .گفت به نظرش غبرایی از متن دزدیده و این دو تا خواهر ترجمه بهتری دارن کتاب روونه گرچه می تونست جالبتر ترجمه بشه الان از کتاب 600 صفحه ای 100 صفحه ای خوندم و هنوز پاره های کتاب به هم متصل نشده جوانک فراری از خونه و پیرمرد گنگّ همزبون گربه ها و گزارش های اداره پلیس یه جا به هم میرسن این ترفند آقای موراکامیه
شاید یه روزی بتونم اینهمه جزییات بنویسم کنارش چیزی بنوشم و کمی هم با آدمها معاشرت کنم
کتابای روانشناسی اغلب زمانهای دستشویی رفتنه ؛ برای همین وقتی کتاب تموم میشه صفحه هاش خیس و ورم کرده س .چیزی کمی هم ازش عایدم میشه مثل همین خودخواهی سالم که تازه خوندم همزمان داشتم موراکامی می خوندم وقتی داشتم دنبال کتاب میگشتم دیدم این کتاب دو تا ترجمه داره یکی مهدی غبرایی که ترجمه کرده کافکا در کرانه یکی دیگه هم دوتا خواهر به نام آسیه و پروانه عزیزی طرح جلد کتاب من کلاغه و اون یکیه گربه .
کتابفروش تقریبن خبره یی بود توی بازار کتاب .گفت به نظرش غبرایی از متن دزدیده و این دو تا خواهر ترجمه بهتری دارن کتاب روونه گرچه می تونست جالبتر ترجمه بشه الان از کتاب 600 صفحه ای 100 صفحه ای خوندم و هنوز پاره های کتاب به هم متصل نشده جوانک فراری از خونه و پیرمرد گنگّ همزبون گربه ها و گزارش های اداره پلیس یه جا به هم میرسن این ترفند آقای موراکامیه
شاید یه روزی بتونم اینهمه جزییات بنویسم کنارش چیزی بنوشم و کمی هم با آدمها معاشرت کنم